اگر شما هم از آن دسته معاملهگران بازار فارکس هستید که بهدنبال راهی برای تفسیر بهتر نمودارهای قیمت میگردند، باید با انواع کندل در فارکس آشنا باشید. در بازار فارکس، کندلها یا شمعهای ژاپنی بیشاز صرف نمایشدادن قیمتها، داستانهایی از روندهای بازار و رفتار معاملهگران را به تصویر میکشند. این شمعها که بهعنوان نمادی از تحلیل تکنیکال شناخته میشوند، میتوانند اطلاعات غنی و عمیقی را از نوسانات بازار به شما ارائه دهند.
پراپ تریدینگ به معاملهگران این فرصت را میدهد که با تحلیل دقیقتر کندلها و پیشبینی دقیقتر حرکتهای بازار، استراتژیهای معاملاتی خود را بهبود بخشند. در این مقاله، قصد داریم تا با معرفی و تحلیل انواع کندلها در فارکس به شما کمک کنیم تا با درک بهتری از این ابزار، تصمیمات معاملاتی آگاهانهتری بگیرید. هرکدام از این انواع کندلهای فارکس میتوانند سرنخهایی قابلتوجه در رابطه با حرکات بعدی بازار به شما ارائه دهند. با ما همراه باشید.
کندل چیست؟
شمع (کندل) روشی برای نمایش اطلاعات مربوط به حرکت قیمت یک دارایی است. نمودارهای کندلی یکی از محبوبترین اجزای تحلیل تکنیکال هستند که به معاملهگران امکان میدهند تا اطلاعات قیمت را بهسرعت و تنها از چند کندل قیمت تفسیر کنند.
انواع کندل در فارکس را میتوان به سه دسته صعودی، نزولی و ادامهدهنده تقسیمبندی کرد. با گذشت زمان، هر یک از انواع کندل ها در فارکس الگوها یا پترنهایی را تشکیل میدهند که معاملهگران میتوانند از آنها برای شناسایی سطوح مهم حمایت و مقاومت استفاده کنند. الگوهای کندل زیادی وجود دارد که فرصتهای مختلف را در بازار نشان میدهند. برخی در مورد تعادل بین فشارهای خرید و فروش اطلاعات ارائه میدهند، درحالیکه برخی دیگر، الگوهای ادامه یا تردید بازار را شناسایی میکنند.
اجزای اصلی انواع کندل در فارکس
الگوی کندل سطوح قيمت بازشدن، بستهشدن، بالاترین و پایینترین قیمت را در یک دوره زمانی مشخص نشان میدهد. هر کندل سه جزء اساسی دارد:
- بدنه که نشاندهندۀ محدودۀ بازشدن تا بستهشدن قیمت است و تفاوت این دو را نشان میدهد.
- فتیله یا سایه که نشاندهندۀ بالاترین و پایینترین قیمت در طول بازه زمانی نموداری که روی آن هستید (۵ دقیقه، روزانه و غیره)، است.
- رنگ که جهت حرکت بازار را نشان میدهد؛ یک بدنه سبز (یا سفید) نشاندهندۀ افزایش قیمت است، درحالیکه یک بدنه قرمز (یا سیاه) نشاندهندۀ کاهش قیمت است.
همانطور که در تصویر بالا مشاهده میکنید، رنگ یک کندل زمانی سبز است که قیمت بستهشدن یک کندل برای آن بازه زمانی خاص (فرض کنید تایم فریم روزانه) بیشتر از قیمت بازشدن کندل باشد. این کندل بهعنوان یک کندل صعودی (کندل گاوی) شناخته میشود. رنگ یک کندل زمانی قرمز است که قیمت بستهشدن یک کندل برای آن بازه زمانی خاص (باز هم فرض کنید تایم فریم روزانه) کمتر از قیمت بازشدن کندل باشد. این کندل بهعنوان یک کندل نزولی (کندل خرسی) شناخته میشود.
وقتی تایم فریم روزانه است، قیمت بازشدن قیمت ساعت ۹:۱۵ صبح و قیمت بستهشدن قیمت ساعت ۳:۳۰ پساز ظهر بهوقت محلی بازار است و کف و سقفها بهترتیب پایینترین و بالاترین قیمتی است که یک سهم یا اسکریپت در کل روز بین ساعت ۹:۱۵ صبح تا ۳:۳۰ پساز ظهر به آن رسیده است. وقتی رنگ قرمز است، قیمت بستهشدن در ساعت ۳:۳۰ کمتر از ۹:۱۵ صبح (یعنی قیمت بازشدن) بوده است.
انواع کندل در فارکس
انواع کندل فارکس را میتوان به سه دسته اصلی تقسیم کرد: کندلهای صعودی، نزولی و ادامهدهنده. هر یک از این انواع کندل های فارکس الگوهای منحصربهفردی را نشان میدهند که میتوانند به معاملهگران در تشخیص روندها و نقاط ورود و خروج از معاملات کمک کنند.
کندلهای صعودی
کندلهای صعودی نشاندهندۀ افزایش قدرت خریداران و احتمال افزایش قیمت در بازار و ادامه روند صعودی هستند. این الگوها میتوانند پساز یک دوره نزولی ظاهر شوند و احتمال تغییر روند را نشان دهند. از جمله مهمترین کندلهای صعودی میتوان به کندل چکش (Hammer)، کندل مارپیچ سفید (White Marubozu)، کندل صلیب سفید (White Spinning Top) و غیره اشاره کرد. در بخش بعدی بهتفصیل در مورد انواع الگوهای کندل صعودی صحبت خواهیم کرد.
کندلهای نزولی
کندلهای نزولی برخلاف کندلهای صعودی نشاندهندۀ افزایش تمایل و قدرت فروشندگان و احتمال کاهش قیمت در بازار و ادامه روند نزولی هستند. این الگوها میتوانند پساز یک دوره صعودی ظاهر شوند و احتمال تغییر روند را نشان دهند. از جمله مهمترین کندلهای نزولی کندل مارپیچ سیاه (Black Marubozu) و کندل ستاره افتان (Shooting Star) هستند.
کندلهای ادامهدهنده
کندلهای ادامهدهنده، نشاندهندۀ تداوم روند فعلی بازار (صعودی یا نزولی) هستند؛ یعنی نشان میدهند که روند فعلی احتمالاً ادامه خواهد یافت. این کندلها به معاملهگران کمک میکنند تا از استمرار یک روند موجود اطمینان حاصل کنند. از جمله مهمترین کندلهای ادامهدهنده میتوان از کندل سایهدار سفید (White Candlestick with Long Wicks) و کندل سایهدار سیاه (Black Candlestick with Long Wicks) نام برد.
شناسایی و تفسیر صحیح انواع کندل در فارکس میتواند به معاملهگران کمک کند تا سیگنالهای معاملاتی را بهتر درک کنند و آگاهانهتر در مورد زمان ورود یا خروج از معاملات تصمیمگیری کنند.
الگوهای کندلی در بازارهای مالی و کاربرد آنها
الگوهای کندل نشاندهندۀ بصری چگونگی تأثیرگذاری نیروهای عرضه و تقاضا بر قیمت هر سهام یا کالای خاص هستند. این الگوها برای اولین بار در قرن هفدهم در ژاپن مورد استفاده قرار گرفتند و توانستهاند احساسات بازیگران بازار را روی یک نمودار قیمت بهخوبی به نمایش بگذارند؛ بهطوریکه بهراحتی قابل خواندن و درک است. برای هریک از انواع کندل ها در فارکس، الگوهای مختلفی وجود دارد که معاملهگران میتوانند از آنها برای شناسایی و معامله در بازار استفاده میکنند.
معاملهگرانی که از الگوهای کندل استفاده میکنند، میتوانند نمودار را به روشی بسیار مؤثرتر بخوانند. همانطور که گفته شد، انواع کندل در فارکس را میتوان به سه دسته تقسیم کرد. در ادامه به بررسی الگوهای هر دسته خواهیم پرداخت.
الگوهای کندل صعودی
الگوهای صعودی ممکن است پساز یک روند نزولی بازار شکل بگیرند و نشاندهندۀ معکوسشدن حرکت قیمت باشند. این الگوها برای معاملهگران نشانگری هستند تا برای کسب سود از هر مسیر صعودی، موقعیت خرید (لانگ) باز کنند.
چکش (Hammer)
چکش (Hammer) یک الگوی کندل معکوس صعودی است که در انتهای روندهای نزولی ظاهر میشود. این الگو از بدنهای کوتاه با یک فتیله پایین بلند که معمولاً حداقل دو برابر طول بدنه است، تشکیل شده است.
چکش نشان میدهد که اگرچه در طول روز فشار فروش قوی وجود داشته است، در نهایت فشار خرید قوی قیمت را دوباره بهسمت بالا سوق داده است. رنگ بدنه میتواند متفاوت (صعودی یا نزولی) باشد؛ اما چکشهای سبز (صعودی) نشاندهندۀ بازار گاوی قویتری نسبت به چکشهای قرمز هستند و سیگنال قویتری تلقی میشوند.
چکش معکوس (Inverted Hammer)
چکش معکوس الگوی صعودی مشابهی است؛ تنها تفاوت این است که فتیله بالایی بلند و فتیله پایینی کوتاه است.
این الگو نشاندهندۀ فشار خرید بهدنبال فشار فروشی است که به اندازه کافی برای پایینآوردن قیمت بازار قوی نبوده است. چکش معکوس نشان میدهد که خریداران بهزودی کنترل بازار را در دست خواهند گرفت.
پوشش صعودی (Bullish Engulfing)
الگوی پوشش یا پوشاننده صعودی از دو کندل تشکیل شده است. کندل اول که نزولی است، کاملاً درون بدنه کندل دوم که همیشه صعودی است، قرار میگیرد.
اگرچه روز دوم پایینتر از روز اول باز میشود؛ اما بازار صعودی قیمت را بهسمت بالا سوق میدهد و در نهایت منجر به برد آشکار خریداران میشود.
یک مثال از الگوی پوشاننده صعودی در شکل زیر نشان داده شده است:
خط نفوذ (Piercing Line)
خط نفوذ یک الگوی دو کندلی است که از یک کندل قرمز بلند و بهدنبال آن یک کندل سبز بلند تشکیل شده است. در واقع، یک کندل صعودی بهدنبال یک کندل نزولی ظاهر میشود. دومین کندل که صعودی است، باید بالاتر از میانه بدنه کندل نزولی اول بسته شود.
معمولاً شکاف یا گپ (gap) قابلتوجهی بین قیمت بستهشدن کندل اول و قیمت بازشدن کندل سبز وجود دارد که نشاندهندۀ فشار خرید قوی است؛ زیرا قیمت به میانه قیمت روز قبل یا بالاتر از آن فشار داده میشود.
اگرچه معمولاً کندل صعودی با قیمتی پایینتر از قیمت بستهشدن کندل نزولی باز میشود؛ اما اگر قیمت بازشدن کندل دوم برابر با قیمت بستهشدن کندل اول باشد، الگو همچنان معتبر است؛ اگرچه بهعنوان یک الگوی ضعیف درنظر گرفته میشود.
نمونهای از کندل خط نفوذ را در شکل زیر مشاهده میکنید:
ستارۀ صبح (Morning Star)
الگوی کندل ستاره صبح در یک روند نزولی بازار نزولی نشانه امید درنظر گرفته میشود. این الگو از سه کندل تشکیل شده است: یک کندل با بدنه کوتاه بین یک کندل قرمز بلند و یک کندل سبز بلند. بهطور سنتی، «ستاره» هیچ گونه همپوشانی با بدنههای بلندتر نخواهد داشت؛ زیرا بازار هم در زمان بازشدن و هم در زمان بستهشدن شکاف دارد.
این الگو نشان میدهد که فشار فروش روز اول در حال کاهش است و یک بازار گاوی در حال ظهور است.
سه سرباز سفید (Three White Soldiers)
الگوی سه سرباز سفید طی سه روز رخ میدهد. این الگو از کندلهای سبز (یا سفید) بلند متوالی با فتیلههای کوچک تشکیل شده است که بهتدریج نسبت به روز قبل، بالاتر باز و بسته میشوند.
این الگو یک سیگنال صعودی بسیار قوی است که پساز یک روند نزولی رخ میدهد و نشاندهندۀ پیشروی مداوم فشار خرید است.
کندل ماروبوزو صعودی (Bullish Marubozu)
الگوی کندل ماروبوزو یک الگوی حرکت قوی فارکس است که معمولاً در سطوح حمایت یا مقاومت ظاهر می شود. کندل ماروبوزو سایه (فتیله) بسیار کوتاهی دارد یا اصلاً سایه ندارد.
یک کندل صعودی در پایینترین قیمت یک کندل نزولی باز میشود و در نزدیکی همان سطح قیمت بالای کندل قبلی خود بسته میشود. این کندل نشاندهندۀ قدرت خریداران است.
ظهور یک کندل ماروبوزو صعودی در یک روند صعودی ممکن است نشاندهندۀ ادامه روند جاری باشد، درحالیکه در یک روند نزولی میتواند نشاندهندۀ یک تغییر احتمالی جهت بهسمت صعود باشد.
یک مثال از یک کندل ماروبوزو صعودی در شکل زیر نشان داده شده است:
الگوهای کندل نزولی
الگوهای کندل نزولی معمولاً پساز یک روند صعودی تشکیل میشوند و به نقطه مقاومت اشاره میکنند. بدبینی شدید نسبت به قیمت بازار اغلب باعث میشود معاملهگران موقعیتهای خرید خود را ببندند و برای بهرهمندی از کاهش قیمت، موقعیت فروش (Short) باز کنند. برخی از این نوع از انواع کندل در فارکس شامل موارد زیر هستند:
کندل ماروبوزو نزولی (Bearish Marubozu)
یک کندل ماروبوزو نزولی در بالاترین قیمت یک کندل صعودی باز میشود و در نزدیکی همان سطح قیمت پایین کندل قبلی خود بسته میشود. این کندل نشاندهندۀ قدرت فروشندگان است.
کندل ماروبوزو نزولی برعکس کندل ماروبوزو صعودی، اگر در یک روند نزولی ظاهر شود، ممکن است نشاندهندۀ ادامه روند باشد؛ اما در یک روند صعودی میتواند نشاندهندۀ یک الگوی معکوس نزولی احتمالی باشد.
در شکل زیر نمونهای از کندل ماروبوزو نزولی نشان داده شده است:
مرد آویزان (Hanging Man)
الگوی مرد آویزان شبیه الگوی چکش است؛ با این تفاوت که در بالای یک روند صعودی ظاهر میشود و نشاندهندۀ یک تغییر احتمالی جهت بهسمت نزولی است.
الگوی مرد آویزان مانند الگوی چکش نشان میدهد که در طول جلسه معاملاتی فشار فروش وجود داشته است؛ اما در نهایت خریداران بر آن غلبه کردهاند و قیمت را بهسمت بالا هل دادهاند.
در طول یک روند صعودی، این الگوی کندل فارکس اغلب بهعنوان نشانهای از شروع از دستدادن کنترل بازار توسط خریداران و درنتیجه، احتمال وقوع یک معکوس درنظر گرفته میشود.
مثالی از این الگو را میتوانید در شکل زیر مشاهده کنید:
ستاره دنباله دار (Shooting Star)
ستاره دنبالهدار تقریباً همان شکل چکش معکوس را دارد؛ اما در یک روند صعودی تشکیل میشود: بدنه پایینی کوچک و فتیله بالایی بلندی دارد.
معمولاً بازار هنگام بازشدن کمی بالاتر میرود و پیشاز بستهشدن با قیمتی کمی بالاتر از قیمت باز به بالاترین قیمت درون روز میرسد؛ مانند ستارهای که به زمین میافتد.
بدنه کندل ستاره دنبالهدار میتواند صعودی یا نزولی باشد؛ اما اگر بدنه نزولی باشد، الگو قویتر در نظر گرفته میشود.
پوشش نزولی (Bearish Engulfing)
الگوی پوشش یا پوشاننده نزولی در انتهای یک روند صعودی رخ میدهد. کندل اول بدنه سبز کوچکی دارد که توسط یک کندل قرمز بلند بعدی بلعیده میشود.
این الگو نشاندهندۀ اوج یا کندشدن حرکت قیمت و نشانهای از رکود قریبالوقوع بازار است. هر چه کندل دوم پایینتر برود، احتمالاً روند نزولی مهمتر خواهد بود.
ستاره شامگاهی (Evening Star)
ستاره شامگاهی یک الگوی سه کندلی است که معادل ستاره صبح صعودی است. این الگو از یک کندل کوتاه که بین یک کندل سبز بلند و یک کندل قرمز بزرگ قرار گرفته است، تشکیل شده است.
الگوش ستاره شامگاهی نشاندهندۀ معکوسشدن یک روند صعودی است و بهویژه زمانی که کندل سوم سودهای کندل اول را از بین میبرد، قوی است.
سه کلاغ سیاه (Three Black Crows)
الگوی کندل سه کلاغ سیاه شامل سه کندل قرمز بلند متوالی با فتیلههای کوتاه یا بدون فتیله است. هر جلسه با قیمتی مشابه روز قبل باز میشود؛ اما فشار فروش قیمت را در هر بستهشدن پایینتر و پایینتر میبرد.
معاملهگران این الگو را بهعنوان شروع یک روند نزولی قوی تفسیر میکنند؛ زیرا فروشندگان در سه روز معاملاتی متوالی بر خریداران غلبه کردهاند.
پوشش ابر تیره (Dark Cloud Cover)
الگوی ابر تیره پوشاننده یک الگوی معکوس نزولی است که در روندهای صعودی ظاهر میشود و اساساً برعکس الگوی خط نفوذ (Piercing Line) است. یک ابر سیاه روی خوشبینی روز گذشته را گرفته است.
این الگو از دو کندل تشکیل شده است: یک کندل صعودی که بهدنبال آن یک کندل نزولی میآید. کندل دوم بالاتر از قیمت بستهشدن کندل اول باز میشود؛ اما پساز آن کاهش مییابد و پایینتر از نصف بدنه کندل اول بسته میشود.
مشابه الگوی خط نفوذ، الگوی ابر تیره پوشاننده حتی زمانی که کندل دوم در قیمت بستهشدن کندل اول باز شود، معتبر تلقی میشود؛ اما نکته مهم این است که کندل دوم در این الگوی فارکس باید جایی پایینتر از نصف بدنه کندل اول بسته شود.
این الگو نشان میدهد که فروشندگان کنترل جلسه را به دست گرفتهاند و قیمت را بهشدت پایین میآورند. اگر فتیلههای کندلها کوتاه باشند، نشان میدهد که روند نزولی بسیار قاطع بوده است.
الگوهای کندل ادامهدهنده
اگر یک الگوی کندل نشاندهندۀ تغییر در جهت بازار نباشد، به آن الگوی ادامهدهنده (Continuation Pattern) گفته میشود. این الگوها میتوانند به معاملهگران در شناسایی دوره استراحت در بازار، یعنی زمانی که تردید در بازار یا حرکت خنثی قیمت وجود دارد، کمک کنند.
دوجی (Doji)
وقتی قیمت باز و بستهشدن بازار تقریباً در یک نقطه قیمتی باشد، کندل شبیه صلیب یا علامت مثبت بهنظر میرسد. معاملهگران باید مراقب بدنهای کوتاه تا غیر موجود با فتیلههایی با طول متفاوت باشند.
این الگوی دوجی بیانگر نبردی بین خریداران و فروشندگان است که در نهایت منجر به عدم سود خالص برای هیچ یک از طرفین میشود. دوجی بهتنهایی یک سیگنال خنثی است؛ اما میتوان آن را در الگوهای معکوس مانند ستاره صبح صعودی و ستاره شامگاهی نزولی یافت.
فرفره (Spinning Top)
الگوی کندل فرفره دارای بدنهای کوتاه است که در مرکز بین فتیلههایی با طول مساوی قرار گرفته است. این الگو نشاندهندۀ تردید در بازار است که منجر به هیچ تغییر معناداری در قیمت نمیشود. خریداران قیمت را بالاتر فرستادند، درحالیکه فروشندگان دوباره آن را پایین کشیدند. فرفرهها اغلب بهعنوان دورهای از تثبیت یا استراحت، پساز یک روند صعودی یا نزولی قابلتوجه تفسیر میشوند.
فرفره بهتنهایی یک سیگنال نسبتاً خوشخیم است؛ اما میتواند بهعنوان نشانهای از اتفاقات آینده تفسیر شود؛ زیرا نشان میدهد که فشار فعلی بازار در حال کنترل است.
سه روش نزولی (Falling Three Methods)
الگوهای تشکیل سه روش برای پیشبینی ادامه روند فعلی، چه نزولی و چه صعودی استفاده میشوند.
الگوی نزولی به «سه روش نزولی» معروف است. این الگو از یک بدنه قرمز بلند، بهدنبال سه بدنه سبز کوچک و یک بدنه قرمز دیگر تشکیل شده است. تمام کندلهای سبز در محدوده بدنههای نزولی قرار دارند. این الگو به معاملهگران نشان میدهد که خریداران به اندازه کافی برای معکوسکردن روند، قدرت ندارند.
سه روش صعودی (Rising Three Methods)
الگوی سه روش صعودی، برعکس الگوی نزولی است. این الگو شامل سه قرمز کوتاه در محدوده دو سبز بلند است. این الگو به معاملهگران نشان میدهد که برخلاف برخی فشارهای فروش، خریداران همچنان کنترل بازار را در دست دارند.
تأثیر الگوهای کندلی بر روند تشخیص روند
الگوهای کندلی یکی از ابزارهای کلیدی تحلیل تکنیکال هستند که تأثیر بسزایی در تشخیص روند بازار دارند و از طریق نمایش تصویری روانشناسی بازار، تعادل میان خریداران و فروشندگان و نیروهای عرضه و تقاضا به تحلیلگران در درک تغییرات احتمالی در روند کمک میکنند.
این الگوها به دو دسته اصلی الگوهای بازگشتی و ادامهدهنده تقسیم میشوند که هرکدام در موقعیتهای خاص بازار اهمیت ویژهای دارند. الگوهای بازگشتی مانند چکش (Hammer)، ستاره دنبالهدار (Shooting Star)، پوشای صعودی (Bullish Engulfing) و پوشای نزولی (Bearish Engulfing)، نشاندهندۀ تغییر جهت احتمالی روند هستند؛ برای مثال، چکش در انتهای یک روند نزولی میتواند خبر از شروع روند صعودی بدهد، درحالیکه ستاره دنبالهدار در انتهای روند صعودی معمولاً نشانهای از بازگشت بهسمت نزول است.
در مقابل، الگوهای ادامهدهنده مانند پرچم (Flag)، مثلث (Triangle)، سه کلاغ سیاه (Three Black Crows) و سه سرباز سفید (Three White Soldiers) بیانگر استمرار روند موجود و تأیید ادامه حرکت قیمت در جهت فعلی هستند. این الگوها همچنین به شناسایی نقاط کلیدی ورود و خروج کمک میکنند؛ زیرا تحلیلگران از آنها برای تأیید شکست سطوح مقاومتی یا حمایتی استفاده میکنند.
ترکیب این الگوها با سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال نظیر سطوح فیبوناچی، خطوط روند و اندیکاتورهای مختلف میتواند دقت پیشبینی را به طرز قابلتوجهی افزایش دهد؛ چراکه هر کندل نهتنها قیمت آغازین، پایانی، بالاترین و پایینترین را نشان میدهد، بلکه داستانی از جدال میان خریداران و فروشندگان را روایت میکند که براساس آن میتوان تغییرات کوتاهمدت و بلندمدت روند را تحلیل کرد. بهطورکلی، درک صحیح از الگوهای کندلی و تطبیق آنها با زمینه کلی بازار یکی از مهارتهای حیاتی برای هر تحلیلگر تکنیکال به شمار میرود.
آیا یادگیری الگوهای کندلی برای سوددهی کافی هستند؟
یادگیری الگوهای کندلی یکی از مهارتهای پایه و ضروری برای تحلیلگران تکنیکال و معاملهگران در بازارهای مالی است؛ اما بهتنهایی نمیتواند برای دستیابی به سوددهی پایدار و مداوم کافی باشد. این الگوها که براساس تغییرات قیمت در بازههای زمانی مشخص شکل میگیرند، اطلاعات مهمی درباره روانشناسی بازار، تعادل قدرت میان خریداران و فروشندگان و تغییرات احتمالی روند ارائه میدهند. بااینحال، صرفاً شناسایی الگوهای کندلی مانند چکش (Hammer)، پوشای صعودی (Bullish Engulfing) یا سه کلاغ سیاه (Three Black Crows) برای اطمینان از کسب سود کافی نیست؛ زیرا این الگوها تنها بخشی از تصویر کلی بازار را نشان میدهند و ممکن است در شرایط مختلف بازار دچار خطا شوند.
یکی از دلایل ناکافیبودن یادگیری الگوهای کندلی بهتنهایی این است که این الگوها در محیطهای مختلف بازار، عملکرد متفاوتی دارند. بهعنوانمثال، یک الگوی بازگشتی مثل پوشای صعودی در یک روند نزولی قوی ممکن است بهدلیل ضعف خریداران نتواند تغییر روند را رقم بزند. ازسویدیگر در بازارهای رنج یا خنثی، بسیاری از این الگوها ممکن است سیگنالهای کاذب تولید کنند؛ بنابراین، برای استفاده مؤثر از الگوهای کندلی، معاملهگران باید آنها را در ترکیب با سایر ابزارها و تکنیکها مانند تحلیل روند، سطوح حمایت و مقاومت، اندیکاتورهای تکنیکال (مانند RSI یا MACD) و مدیریت ریسک به کار بگیرند. این ترکیب به آنها کمک میکند تا سیگنالهای دقیقتری از بازار دریافت کرده و احتمال خطا را کاهش بدهند.
علاوهبراین، روانشناسی معاملهگری و مدیریت سرمایه نقش حیاتی در موفقیت یک معاملهگر ایفا میکند. حتی اگر یک فرد توانایی تشخیص صحیح الگوهای کندلی را داشته باشد، بدون داشتن یک استراتژی مدیریت ریسک منسجم، ممکن است با یک معامله زیانده بخش زیادی از سرمایه خود را از دست بدهد. همچنین، احساسات انسانی مانند ترس و طمع میتوانند باعث شوند که معاملهگران نتوانند بهدرستی از سیگنالهای الگوهای کندلی بهرهبرداری کنند. برای مثال، ترس ممکن است باعث شود که معاملهگر در مواجهه با یک الگوی صعودی تأیید شده، نتواند وارد معامله شود یا طمع ممکن است او را وادار به نگه داشتن معامله بیشازحد لازم کند.
یکی دیگر از نکات مهم این است که بازارهای مالی بسیار پویا و پیچیده هستند و عوامل بنیادی (فاندامنتال) مانند اخبار اقتصادی، تغییرات نرخ بهره و رویدادهای ژئوپلیتیکی میتوانند تأثیرات غیرمنتظرهای بر روند قیمتها داشته باشند. این عوامل گاهی اوقات میتوانند الگوهای کندلی را بیاثر کنند یا باعث شوند که تحلیلگر به نتایج اشتباهی برسد؛ بنابراین، ترکیب تحلیل تکنیکال و بنیادی میتواند درک عمیقتری از بازار ایجاد کند و به معاملهگران کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیرند.
در نهایت، یادگیری الگوهای کندلی یک نقطه شروع عالی برای ورود به دنیای تحلیل تکنیکال است؛ اما برای سوددهی مداوم، معاملهگران باید بهطور مداوم دانش خود را ارتقاء بدهند، مهارتهای جدیدی یاد بگیرند، استراتژیهای خود را براساس شرایط متغیر بازار بهینهسازی کنند و در کنار تحلیلهای خود از اصول مدیریت ریسک و روانشناسی معاملهگری بهره ببرند. سودآوری پایدار در بازارهای مالی نیازمند یک دیدگاه جامع و استفاده همزمان از ابزارهای مختلف تحلیلی است، نهتنها تکیه بر یک جنبه خاص از تحلیل.
نکات مهم در پروسه ترید با الگوهای کندلی
ترید با استفاده از الگوهای کندلی میتواند یکی از ابزارهای مؤثر در تحلیل تکنیکال باشد؛ اما برای اینکه این روش به یک استراتژی موفق تبدیل شود، باید نکات و اصول خاصی رعایت شود. در ادامه به برخی از نکات مهم در پروسه ترید با الگوهای کندلی پرداخته میشود.
درک دقیق از الگوهای کندلی
پیشاز هر چیزی، ضروری است که معاملهگر درک عمیقی از انواع مختلف الگوهای کندلی داشته باشد. الگوهای کندلی شامل الگوهای بازگشتی (مثل چکش، ستاره دنبالهدار، پوشای صعودی و نزولی) و الگوهای ادامهدهنده (مثل مثلث، پرچم و کانالها) هستند که هرکدام در موقعیتهای خاص بازار سیگنالهایی میدهند. آشنایی با ویژگیها، کاربردها و زمان مناسب برای استفاده از هر الگو، اولین قدم در بهرهبرداری از این ابزار است. همچنین، معاملهگران باید بدانند که الگوهای کندلی در شرایط مختلف بازار عملکرد متفاوتی دارند و نمیتوانند بهتنهایی برای پیشبینی قیمتها به کار روند.
تأیید روند کلی بازار
برای استفاده مؤثر از الگوهای کندلی، همیشه باید روند کلی بازار موردتوجه قرار بگیرد. الگوهای کندلی میتوانند سیگنالهای کاذب یا ناکارآمدی را در بازارهایی که روند مشخصی ندارند (بازارهای رنج یا خنثی) ایجاد کنند؛ بنابراین، پیشاز استفاده از هر الگوی کندلی، لازم است که ابتدا تشخیص بدهید که آیا بازار در روند صعودی، نزولی یا خنثی قرار دارد. در بازارهای روندی، الگوهای کندلی بازگشتی احتمال بیشتری برای تغییر روند دارند، درحالیکه در بازارهای رنج، الگوهای ادامهدهنده غالب خواهند بود.
توجه به تایم فریم مناسب
الگوهای کندلی در تایم فریمهای مختلف ممکن است نتایج متفاوتی بههمراه داشته باشند. برخی از الگوها در تایم فریمهای کوتاهمدت (مثل ۵ دقیقه یا ۱۵ دقیقه) معتبرتر هستند، درحالیکه برخی دیگر در تایم فریمهای بلندمدت (مثل ۴ ساعته یا روزانه) سیگنالهای قویتری ایجاد میکنند. انتخاب تایم فریم مناسب برای تحلیل الگوهای کندلی، بسته به استراتژی و هدف معاملهگر بسیار حائز اهمیت است. بهطورکلی، الگوهای کندلی که در تایم فریمهای بالاتر شکل میگیرند از اعتبار بیشتری برخوردار هستند.
تأکید بر حجم معاملات
حجم معاملات یکی از مهمترین عواملی است که باید هنگام ترید با الگوهای کندلی موردتوجه قرار بگیرد. حجم معاملات میتواند تأثیر زیادی بر صحت و قدرت یک الگوی کندلی داشته باشد. بهعنوانمثال، یک الگوی پوشای صعودی که با حجم بالا همراه باشد، احتمال بازگشت روند را تقویت میکند، درحالیکه اگر حجم معاملات پایین باشد، ممکن است این الگو سیگنال کاذبی باشد؛ بنابراین، بررسی حجم معاملات در کنار الگوی کندلی به تأیید و تقویت سیگنال کمک میکند.
استفاده از سطوح حمایت و مقاومت
الگوهای کندلی به بهترین نحو در سطوح حمایت و مقاومت اعتبار دارند. هنگامی که یک الگوی کندلی در نزدیکی یک سطح حمایتی یا مقاومتی تشکیل میشود، میتواند بهعنوان سیگنالی قوی برای بازگشت یا ادامه روند عمل کند. بهعنوانمثال، یک الگوی چکش در نزدیکی یک سطح حمایتی میتواند نشاندهندۀ بازگشت روند بهسمت بالا باشد؛ بنابراین، شناخت سطوح کلیدی در نمودار و مقایسه آنها با الگوهای کندلی برای افزایش دقت پیشبینیها بسیار مهم است.
استفاده از اندیکاتورهای تکمیلی
برای تأیید سیگنالهای حاصل از الگوهای کندلی، استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال مکمل مانند RSI، MACD یا باندهای بولینگر میتواند بسیار مفید باشد. این اندیکاتورها میتوانند کمک کنند تا بهطور دقیقتری روند بازار را تحلیل کرده و سیگنالهای کندلی را تأیید یا رد کنند. بهعنوانمثال، یک الگوی کندلی بازگشتی در کنار شرایط اشباع خرید یا فروش در RSI میتواند بهعنوان یک سیگنال قوی برای ورود به بازار درنظر گرفته شود.
مدیریت ریسک و تعیین حد ضرر
یکی از اصول حیاتی در ترید با الگوهای کندلی، توجه به مدیریت ریسک و تعیین حد ضرر است. حتی با بهترین تحلیلها و شناسایی الگوهای کندلی معتبر، همواره ممکن است بازار برخلاف پیشبینی حرکت کند؛ بنابراین، داشتن حد ضرر مناسب و تعیین نسبت ریسک به پاداش (Risk-to-Reward) بهطور دقیق، ضروری است. این استراتژیها به معاملهگر کمک میکنند تا در صورت بروز خطا، ضررهای خود را محدود کند و درعینحال از پتانسیل سود بهرهبرداری کند.
استفاده از سیگنالهای تأیید شده
گاهی اوقات، الگوهای کندلی ممکن است بهطور مستقل و بدون تأیید از سایر ابزارها سیگنالهای نامعتبر یا کاذب تولید کنند. برای جلوگیری از این مشکل، توصیه میشود که سیگنالهای الگوهای کندلی با تأیید از دیگر شاخصها، خطوط روند یا سطوح کلیدی همراه شوند. تأیید از منابع مختلف تحلیل تکنیکال میتواند دقت پیشبینیها را افزایش بدهد و احتمال موفقیت ترید را بالا ببرد.
آگاهی از بازارهای غیرقابلپیشبینی
همانطور که اشاره شد، بازارهای مالی همیشه قابلپیشبینی نیستند و رویدادهای غیرمنتظره مانند اخبار اقتصادی، تغییرات در سیاستهای مالی و بحرانهای ژئوپلیتیکی میتوانند تأثیرات قابلتوجهی بر قیمتها بگذارند. حتی اگر یک الگوی کندلی معتبر در یک روند صعودی یا نزولی شکل بگیرد، اخبار منفی یا مثبت میتوانند آن را بیاثر کنند؛ بنابراین، معاملهگران باید همواره از اخبار روز و تغییرات سیاسی و اقتصادی آگاه باشند و در صورت لزوم، موقعیتهای خود را اصلاح کنند.
پایداری و انعطافپذیری در استراتژی
در نهایت، مهمترین نکته در استفاده از الگوهای کندلی، پایداری و انعطافپذیری است. معاملهگران باید قادر باشند که استراتژیهای خود را بهطور مداوم ارزیابی و اصلاح کنند تا با تغییر شرایط بازار هماهنگ شوند. همچنین، باید آمادگی پذیرش اشتباهات را داشته باشند و از هر تجربهای برای بهبود عملکرد خود استفاده کنند. پایداری در پایبندی به استراتژیهای موفق و همچنین انعطافپذیری برای تغییر در شرایط متغیر بازار، میتواند موفقیت بلندمدت در ترید با الگوهای کندلی را تضمین کند.
این نکات به معاملهگران کمک میکنند تا درک بهتری از الگوهای کندلی پیدا و از آنها در شرایط مختلف بازار بهرهبرداری کنند.
آیا تریدرهای مبتدی میتوانند از الگوهای کندلی استفاده کنند؟
بله، تریدرهای مبتدی میتوانند از الگوهای کندلی برای تحلیل بازار استفاده کنند؛ زیرا این الگوها بهطور بصری و ساده اطلاعات ارزشمندی درباره رفتار قیمت و روانشناسی بازار ارائه میدهند. بااینحال، برای استفاده مؤثر از این الگوها، مبتدیان باید ابتدا اصول پایهای تحلیل تکنیکال را بیاموزند و درک دقیقی از انواع الگوهای کندلی (مانند چکش، پوشا، ستاره دنبالهدار و غیره) پیدا کنند.
همچنین، برای کاهش خطرات ناشی از سیگنالهای کاذب، مهم است که این الگوها را با ابزارهای تکمیلی مانند سطوح حمایت و مقاومت، حجم معاملات و اندیکاتورهای دیگر ترکیب کنند؛ درنتیجه، استفاده از الگوهای کندلی میتواند به تریدرهای مبتدی کمک کند تا بهتدریج مهارتهای تحلیلی خود را بهبود ببخشند؛ اما باید با احتیاط و درک کامل از ریسکهای موجود به این ابزارها اعتماد کنند.
تأثیر سرمایه بر ترید با الگوهای کندلی
سرمایه یکی از عوامل حیاتی در موفقیت ترید با الگوهای کندلی و بهطورکلی در تجارت در بازارهای مالی است. تریدرها برای کسب سود و مدیریت ریسک باید همواره به مقدار سرمایهای که در دست دارند توجه داشته باشند.
سرمایه نهتنها بهعنوان منبع اصلی برای ورود به معاملات عمل میکند، بلکه نقش مهمی در تعیین میزان ریسکپذیری، اندازه موقعیتها و تصمیمگیریهای بهموقع در زمان نوسانات شدید بازار ایفا میکند. هنگام استفاده از الگوهای کندلی که ممکن است سیگنالهای متعددی در زمانهای مختلف به تریدر ارائه بدهند، اهمیت داشتن سرمایه مناسب به وضوح نمایان میشود.
با یک سرمایه محدود، تریدر ممکن است مجبور شود بهسرعت تصمیمات هیجانی بگیرد، بهخصوص در صورت مواجهه با زیانهای کوچک که میتواند به خطاهای بیشتر منجر شود. علاوهبراین، استفاده از سرمایه مناسب به تریدر این امکان را میدهد که موقعیتهای بیشتری را بررسی کرده و ریسکهای خود را بهتر مدیریت کند. در واقع، عدم توجه به مدیریت سرمایه میتواند باعث شود که حتی بهترین تحلیلها و الگوهای کندلی هم نتوانند به موفقیت منتهی شوند؛ زیرا ریسکهای ناشی از نداشتن استراتژی مدیریت ریسک یا استفاده از موقعیتهای بیشازحد بزرگ میتواند منجر به ازدستدادن سرمایه شود.
در این زمینه، مفهوم پراپ فرم (Prop Firm) وارد میشود که به معاملهگران این امکان را میدهد تا بدون نیاز به سرمایهگذاری کلان شخصی با استفاده از سرمایه یک شرکت معامله کنند. پراپ فرمها معمولاً به معاملهگران این فرصت را میدهند که با استفاده از پول شرکت در بازارهای مالی فعالیت کنند. در ازای این حمایت مالی، معمولاً شرکتها از معاملهگران درصدی از سود را دریافت میکنند.
این مدل برای افرادی که تجربه کافی در تحلیل بازار دارند اما سرمایه اولیه کافی برای معامله ندارند، بسیار مفید است. پراپ فرمها به تریدرها این امکان را میدهند که بهویژه برای مبتدیان و کسانی که نمیخواهند سرمایه خود را به خطر بیندازند، فرصتی برای شروع به معامله با سرمایهای قابلتوجه داشته باشند. البته، برای موفقیت در این نوع معاملات، معاملهگران باید از قوانین و شرایط شرکتها پیروی کرده و به مدیریت ریسک توجه ویژهای داشته باشند؛ زیرا هرگونه زیان قابلتوجه ممکن است منجر به ازدستدادن دسترسی به حساب معاملاتی فراهمشده توسط پراپ فرم شود.
بهطورکلی، استفاده از پراپ فرمها به تریدرها این امکان را میدهد که از پتانسیل سوددهی بازارهای مالی بهرهمند شوند بدون آنکه نیاز به تأمین سرمایه شخصی داشته باشند. بااینحال، حتی در این شرایط هم، مدیریت صحیح سرمایه و ریسک بسیار مهم است؛ زیرا هرچقدر که سرمایه بیشتر باشد، فرصتهای بیشتری برای اشتباه وجود دارد. برای تریدرهای مبتدی، پراپ فرمها میتوانند فرصتی برای آموزش و تجربه کسبکردن در شرایط واقعی بازار فراهم کنند؛ ولی همچنان باید مهارتهای تحلیلی خود را توسعه بدهند و از استراتژیهای مدیریت ریسک استفاده کنند تا در بلندمدت موفقیت پایدار را تجربه کنند.
پراپ FORFX
پراپ FORFX نمونه از پراپ فرم های معتبر است که با بروکر معتبر Opofinanceهمکاری میکند. بروکر Opofinance که در سال ۲۰۲۰ در سنت وینسنت و گرنادینها تأسیس شده، اخیراً مجوز ASIC را دریافت کرده است. این همکاری میان FORFX و Opofinance به ارائه برنامههای مختلفی برای تریدرها در حوزه پراپ تریدینگ منجر شده است. از جمله برنامههای اصلی این پراپ فرم میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- طرح حساب دمو: این طرح شامل دو مدل چالش است. مدل اول با نام «حرفهای» به تریدرها این امکان را میدهد که از بین تنظیمات ریسک نرمال و پر ریسک، گزینهای را که با استراتژی آنها سازگار است، انتخاب کنند.
- مدل فوقحرفهای: این مدل نیز شامل تنظیمات ریسک نرمال و پر ریسک مشابه مدل حرفهای است؛ اما با دو تفاوت اصلی. اول در مدل فوقحرفهای، تقسیم سود به میزان ۹۰ درصد است و دوم در این مدل تریدرها میتوانند از امکان تکرار رایگان استفاده کنند؛ هرچند که باید توجه داشته باشید که فورافایکس یک پراپ تریدینگ رایگان نیست.
یکی از ویژگیهای برجسته این همکاری، برنامه حساب لایو است که به تریدرها اجازه میدهد با استفاده از حساب شخصی خود در چالشهای پراپ شرکت کنند. در این طرح، نیازی به خرید جداگانه چالش نیست و تنها کافی است که تریدرها حساب پراپ خود را در بروکر Opofinance افتتاح و مبلغ موردنظر را واریز کنند. پساز واریز مبلغ، حساب فعال شده و چالش با انجام اولین معامله آغاز میشود. در صورت موفقیت در این چالش، حساب تریدر به حساب فاند شده تبدیل خواهد شد.
سخن پایانی
کندلها یکی از مهمترین ابزارهای تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی از جمله فارکس هستند. آشنایی با انواع کندل در فارکس و توانایی تفسیر آنها میتواند به شما در شناسایی الگوها، روندها و نقاط ورود و خروج از معاملات کمک زیادی کند؛ اما باید توجه داشته باشید که کندلها تنها یک جزء از تحلیل تکنیکال هستند و باید آنها را در کنار سایر ابزارها و شاخصهای تحلیل تکنیکال مانند خطوط روند، میانگینهای متحرک، اندیکاتورهای مومنتوم و الگوهای نموداری مورد استفاده قرار دهید تا بتوانید بهترین تصمیمگیری معاملاتی خود را داشته باشید. علاوهبراین، تحلیل بنیادی و خبرهای مهم اقتصادی هم نقش مهمی در تصمیمگیریهای معاملاتی دارند و نباید نادیده گرفته شوند.
هر چقدر در تفسیر انواع کندل فارکس و سایر ابزارهای تحلیل، مهارت و تجربه بیشتری کسب کنید و از روشهای مدیریت ریسک و انضباط معاملاتی غافل نشوید، میتوانید موفقیت بیشتری در بازار فارکس کسب کنید.
آیا الگوهای کندل برای معامله کافی هستند؟
ازآنجاکه معامله در بازارهای مالی در مورد احتمالات است، بسیاری از معاملهگران از الگوهای کندل همراه با سایر ابزارهای تحلیلی استفاده میکنند. این ابزارها میتوانند شامل شاخصهای اشباع خرید یا اشباع فروش در تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی باشند. استفاده از الگوهای کندل بههمراه سطوح حمایت و مقاومت و سایر ابزارهای تحلیل میتواند ترکیبی قوی برای کمک به تصمیمات معاملاتی شما ایجاد کند.
آیا الگوهای انواع کندل در فارکس واقعاً کار میکنند؟
بله، تحلیل الگوهای کندل واقعاً کار میکند؛ زیرا یک کندل به شما میگوید که در یک دوره زمانی خاص چه اتفاقی برای قیمت افتاده است. هنگام استفاده از الگوهای کندل برای معامله، تحلیل بیشتری برای تعیین اینکه بازار تا چه حد میتواند حرکت کند و سپس شناسایی بهترین سطوح توقف ضرر و حد سود برای مدیریت صحیح ریسک مورد نیاز است.
کدام الگوی کندل قابل اعتمادتر است؟
انواع کندل در فارکس در اختیار معاملهگران قرار دارد. قابلیت اطمینان هر الگو به نحوه استفاده معاملهگر از آن و توانایی او در استفاده از آنها در شرایط مناسب بازار بستگی دارد.
آیا میتوان از کندلها در معاملات سایر داراییها به غیر از فارکس استفاده کرد؟
بله، از کندلها در معاملات سایر داراییها مانند سهام، شاخصها و کالاها هم میتوانید استفاده کنید.